قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1760

تاريخ الفي ( فارسى )

رسيد پسر جعد حيلهء بسيار و ملايمت بىنهايت كرد تا وشمگير [ 212 الف ] سياه پوشيد . از پسر جعد منقول است كه مىگفت در اين راه از جهل وشمگير چيزى چند مشاهده كردم كه از شرمندگى نمىتوانم در ميان مردم نقل كرد « 1 » ، امّا چون دولت نصيبش بود آنچنان شد كه سلاطين روزگار تدبيرات او را دستور خود مىدانستند . و در اين سال ، امير سعيد نصر سامانى محمّد مظفّر را حكومت خراسان ارزانى داشت . سبب اين عنايت آن بود كه روزى امير سعيد با محمّد مظفّر در امور ملكى حرف مىزد ، اتّفاقا در اثناى حرف زدن عقربى بر بدن محمّد بن مظفّر دويد و چند جاى او را نيش زد و اصلا نوعى نكرد كه اثر آن ظاهر شود ، تا آنكه امير سعيد از آن سخن فارغ شد و محمّد مظفّر را رخصت كرد . چون اين حكايت به امير سعيد رسيد بسيار تعجب كرد و از محمّد مظفّر پرسيد : چرا فى الحال برنخواستى و آن آزار را از خود زايل نساختى ؟ محمّد مظفّر گفت : سخن امير را بريدن از ادب بسيار دور بود و ما كه در پيش امير صبر بر نيش عقرب نتوانيم كرد بر تير و نيزهء دشمنان چگونه صبر خواهيم كرد ؟ امير سعيد را اين سخن بسيار خوش آمد و مرتبهء او را بلند ساخت و حكومت خراسان را به او ارزانى داشت . ذكر ظهور دولت پادشاهان ديالمه و شرح نسب السّلسله و در اين سال ، ابتداى ظهور ديالمه كه ايشان را « آل بويه » گفتندى ، روى نمود . در تاريخ گزيده نام آبا و اجداد بويه را به بهرام گور منتهى داشته و ابو على مسكويه در كتاب تجارب الامم چنين آورده كه آل بويه از اولاد يزدجرد بن شهريارند كه آخر ملوك عجم بود . در اوايل اسلام گريخته به طرف گيلان رفتند و در آنجا متوطّن گشته از آن جهت ايشان را « ديالمه » گويند « 2 » . و از شهريار بن رستم ديلمى منقول است كه ابو شجاع بويه مردى متوسط الحال بود و گاه‌گاه پيش من آمدى . روزى در اثناى آنكه ابو شجاع در وثاق من بود شخصى كه به نجوم و تعبير خواب مشهور بود ، در آن منزل درآمد . بويه با وى گفت : در اين شبها به خواب مىبينم كه از سر قضيب « 3 » من آتشى بيرون آمد و بر بعضى از بلاد تافته هر لحظه نورش زياد مىشد تا به آسمان رسيد . آنگاه منقسم به سه قسم گرديد و مردم تمامى آن بلاد پيش آن آتش خضوع مىكردند . منجّم گفت : اين خواب بسيار عجيب و غريب است . تا مرا اسب و جامه ندهى تو را بر تعبير آن

--> ( 1 ) . ابن جعد غافل از تعصّب و رادمردى وشمگير بود . همين بس بوده كه او پدر قابوس بن وشمگير ، پادشاه دانشمند ، بود و اگر از متابعت بيگانه ننگ داشت دليل بىخردى او نبود ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 13 ، ص 274 ، توضيح مترجم كتاب . ( 2 ) . علّت تسميه اين طايفه به ديالمه به خاطر توطّن آنها در شهر ديلم ، از شهرهاى گيلان ، بوده است . ( 3 ) . مراد آلت تناسلى مرد است .